انسان جستجوگري در مسير شدن
     
 

 

عاشورا و انتظار

 
یکشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٦

السلام عليك يا سفينة النجاة

عاشورا و انتظار - قسمت اول

مهدي (عج) ، ادامه حسين (ع) است و «انتظار» ادامه عاشورا و بر آمده از آن . مهدي (عج) ، فرزند حسين (ع) است و فرهنگ «انتظار» برآمده از فرهنگ عاشورا و انتظار حسين ديگري را كشيدن . اين دو پيوندي ديرين و مستحكم با يكديگر دارند . يكي پشتوانة فرهنگي و زمنيه ساز ، براي ديگري است ؛ يكي رمز «حيات شيعه» است و ديگري رمز «بقاي آن» ؛ يكي رمز «قيام و به پا خواستن شيعه» است و ديگري عامل «حفظ و استمرار آن» .

مهدي (عج) وارث عاشورا است ؛ همچنان كه حسين (ع) وارث پيامبران است ؛ عاشورا ، دريچه اي به «انتظار» است و انتظار ، تجلي آرزوها و آمال كربلا ؛ فرهنگ عاشورا ، دست ماية اساسي و ماية شكوفايي و بالندگي منتظران مهدي (عج) در عصر انتظار است . پيوند «عاشورا و انتظار» و «حسين و مهدي عليهماالسلام)» پيوند «ولد» و «ماولد» و «نور علي نور» است .

انتظار كربلايي ديگر است به وسعت همه جهان و مصاف حق و باطل است در زماني ديگر ، با اين تفاوت كه اين بار حق كاملا پيروز است و چهره باطل براي هميشه دفن مي شود . انتظار همان كربلا است در وسعت همه زمين و در مقطع ديگري از تاريخ . در اين مقطع فكرهاي رشيد از هر فرقه و ملتي ، گلبانگ «دعوت مهدوي» را – كه با ساحت و فطرت انسانها همگون است – لبيك مي گويند . انتظار ، ثمره كربلاست . بدون كربلا انتظار بي معنا است . ياران مهدي ، همه كربلايي اند و در فراز و فرود تاريخ ، غربال شده و آبديده اند . مگر مي توان بي عاشورا ، انتظاري ديگر داشت ؟ انتظار بي عاشورا ، انتظار بي پشتوانه است .

« عاشورا انتظار برآورده نشده شيعه است و انتظار ، عاشوراي برآورده شده شيعه »

حركتي جهاني و به وسعت آمال همه انسان هاي تاريخ ، پشتوانه و عقبه اي مي خواهد به استحكام كربلا كه هرگز به سردي و خاموشي نگرايد . « انتظار‌» ادامه عاشورا ، غدير و بعثت است . « انتظار» بشارتي است به حق بر همه دردها و آلام شيعه در كربلا و تاريخ . مهدي (عج) همان كسي است كه ، باري را كه حسين (ع) در مسير كوفه در زمين كربلا به زمين گذاشته ، به كوفه ميرساند . مهدي (عج) پرچم افتاده حسين (ع) را بر خواهد افراشت و آرمانهاي بلند او را نحقق خواهد بخشيد . مهدي (عج) بذري را كه حسين (ع) در كربلا كاشت و ديگر امامان آن را بارور كردند و خودش در دوران غيبت به حراست آن همت گماشت ، با دستان پر توانش غرس خواهد كرد .

« انتظار و عاشورا» دو بال پرواز شيعه است ؛ اگر اين دو نبود چشمه غدير مي خشكيد . اين پيوندهاي روشن و گويا ، از نگاه نامحرمان نيز مخفي نمانده تا آنجا كه مي گويند : « شيعه با دو نگاه همراه است : نگاه سرخ و نگاه سبز ؛ عاشورا و ظهور ، با الهام از يكي انقلاب مي كند و با ديگري آن را استمرار مي بخشد .

براي ما دورماندگان از صحنه عاشورا يك راه بيشتر نمانده است و آن ثبت نام در كلاس «انتظار» و در آمدن در خيل « منتظران» است كه حقيقت انتظار ، همان در خيمه حسين (ع) بودن است  . آنان كه در كربلا چكاچك شمشيرها را نچشيدند بايد مرارت انتظار را  به جان بخرند . « عاشوراييان» پيمان خود را به آخرت بردند و « مهدويان » با كوله بار فرهنگ شهادت ، چشم انتظارند تا آن عهدي كه با خدا و رسول بر پاسداري از حرم و حريم ثارالله بسته اند ، به انجام برسانند :

 « فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر‌» سوره احزاب (33) آيه 23 .

ادامه دارد ...

 
  لینک دائم


 

..:: حقيقت !؟ واقعيت !؟

 
یکشنبه ٩ دی ،۱۳۸٦

  حقيقت  !؟ واقعيت !؟

 آیا این دو با هم متفاوتند ؟ تفاوتشان در چیست ؟

حقيقت يعني درستي . واقیعت یعنی چیزی که هست ، و حقیقت یعنی چیزی که بوده ، هست و خواهد بود . حقيقت يكتاست . حقيقت تحت هيچ شرايطي تغيير نمي پذيرد . اما واقعيت ساخته دست خود ما + زمان + شرایط و ... صدها عامل ديگه است . يعني اين موارد در شكل گيري يك واقيعت نقش دارند اما حقيقت از روز ازل به يك شكل بوده ، هست و خواهد بود . يك مثال مي زنم : يك ظرف آب با دماي 60 درجه و ديگري با دماي 1 درجه و ديگري با دماي 25 درجه داريم . شخصي دستش را در ظرف با دماي بالا ميكنه و يك شخص ديگه دستش را در ظرف دماي پاييني . بعد از چند دقيقه هر دو با هم دستشان را از ظرفهاشان در آورده و درون ظرف با دماي متوسط مي كنند . يكي از آنها احساس سردي و ديگري احساس گرمي مي كند . هر دو از ديد و جايگاه خودشون درست مي گويند . اما در كل آن آب سرد است يا گرم !!؟؟؟ يك ديد وسيع تري هست كه از بالا به اين دو نگاه ميكنه و بر درستي اين موضوع آگاه است . درستي واحد و يكتا همان حقيقت است . پس آن چيزي كه با شرايط قابل تغيير است واقعيت است نه حقيقت . حقیقت یعنی اصل هر چیزی . حقیقت فقط خود را برای کسانی آشکار می کند که در پی آن هستند . حقیقت را باید کشف کرد . ریشه همه اختلاف نظرها در واقعیات است . چه خوب می شد اگر ما قوانین شخصی خودمان را بر اساس حقیقت بنا می کردیم نه واقعیت ها !! باید سعی کنیم در زندگی روزمره مان به حقایق پی ببریم ، وقتی از حقیقت با خبر شویم به آگاهی رسیده ایم و وقتی به آگاهی برسیم بهترین و درست ترین تصمیمات و قضاوتها را می توانیم بگیریم . نباید بگذاریم واقعیات چیزی را به ما تحمیل کنند و نباید بگذاریم هیچگاه حقیقتی پایمال شود و هیچگاه نباید گذاشت واقعیت بر حقیقت پیروز شود . خداوندا به ما چشمانی حقیقت بین و وجودی حقیقت گرا عطا کن .

نقش حقیقت را بر کتیبه تاریخ با سه جوهر گرانبها نگاشته اند :

سیاهی قلم ٬ زلالی اشک و سرخی خون


 این بحث در صورت استقبال شما و نظرات سازنده ادامه خواهد داشت .....

نظر فراموشتون نشه . مرسی . موفق و سلامت باشید

 

 
  لینک دائم


 

به ياد کيمياگر

 
چهارشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٦

يكديگررا دوست بداريد٬ اما ازعشق زنجيرمسازيد . بگذاريد عشق همچون دريای مواج ميان ساحلهای جانتان درتموج واهتزاز باشد . جامهای يكديگررا پركنيد اما ازيك جام منوشيد . از نان خود به يكديگربدهيد اما هر دو از يك قرص نان تناول مكنيد . به شادمانی با هم برقصيد وآواز بخوانيد اما بگذاريد هريك برای خود تنها باشيد . همچون سيمهای عود كه هريك درمقام خود تنهاست اما همه با هم به يك آهنگ مترنمند . دلهايتان را به هم بسپاريد اما به اسارت يكديگر ندهيد زيرا تنها دست زندگی است كه می تواند دلهای شما را در خود نگاه دارد.در كنار هم بايستيد اما نه بسيار نزديك از آنكه ستونهای معبد به جدايی بار بهتر كشند وبلوط و سرو در سايه هم به كمال ورويش نرسند .

دیدگاه جبران خلیل جبران

 
  لینک دائم


 

با نهج البلاغه

 
چهارشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٦

گروهی به هوای پاداش بندگی خدای کنند . اینگونه عبادت از آن سوداگران است .

طایفه ای از ترس و آن عبادت بردگان است .

و قومی از سر شکر و آن عبادت آزادگان است .

* * * * *

خدای را در هر نعمت حقی است . هرکس آن نعمتها پاس دارد خدای آن نعمتها بر او زیاده گرداند و هرکه در شکر نعمت کوتاهی ورزد به زوال نعمت حق خود را به خطر در اندازد .

 
  لینک دائم


 

 

 
چهارشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٦

۱- قبل از اینکه دریچه قلب خود را به روی کسی بگشایید تفاوت نگرشها و مصلحتها را در نظر بگیرید.

۲- انتخاب همسر با تفکر مصلحت آمیز تر است . با چشم انتخاب نکنید که چشمها با ما رو راست نیستند.

۳- عشق واکنشی آموختنی و احساسی فرا گرفتنی است.

شما با آموخته ها و باورها و شرط هایتان عاشق می شوید

 
  لینک دائم


 

به ياد کيمياگر

 
چهارشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٦

خداوند راهی را که هر انسان باید بپیماید در جهان نوشته .

 تنها باید آنچه را که برای تو نوشته شده را بخوانی .

از یاد نبر که همه چیزها یگانه هستند و

                           زبان نشانه ها را از یاد نبر و

                  فراتر از هر چیز فراموش نکن که تا پایان افسانه شخصی ات پیش بروی

همیشه یادت باشه چوپان سفر را دوست داشت اما هرگز گوسفندهایش را فراموش نکرد

و این را هم بدون که وقتی با گوسفند هایش دشت را می پیمود ممکن بود در اثر نیش افعی بمیرند اما

این بخشی از زندگی گوسفندهاو چوپان ها بود .

 
  لینک دائم


 

قوانين نظام هستی - قانون اول

 
سه‌شنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٦

اين داستان را مدتي پيش در وبلاگ يكي از دوستان خواندم . شما هم اونو بخونيد :

مردی در یکی از دره های کوههای پیرنه قدم میزد که به چوپان پیری برخورد. چوپان او را در غذایش شریک کرد و مدت زیادی کنار هم نشستند و از زندگی صحبت کردند.
مرد میگفت: اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد باید بپذیرد که آزاد نیست چون خداوند هرگام او را هدایت می کند.
در پاسخ، چوپان او را به دره تنگ و عمیقی برد که در آن پژواک هر صدایی به وضوح شنیده می شد .
چوپان گفت: زندگی این دیواره هاست و سرنوشت ، فریادی است که هریک از ما می کشد . آن چه انجام می دهیم تا قلب خداوند بالا میرود و به همان شکل به طرف ما بر می گردد.

" اعمال خدا به سان پژواک کردار ماست"

از پائلوکوئلیو

حالا به داستان كاملا واقعي زير توجه كنيد :

چندين سال پيش بود (قبل از انقلاب) . من با يكي از دوستام در حال سفر بوديم . نزديك هاي ظهر در يك قهوه خانه بين راهي توقف كرديم تا خستگي از تن بيرون كنيم و يك چايي بنوشيم . دقايقي از نشستن ما نگذشته بود كه يك خانواده (پدر – مادر – يك كودك) به آنجا آمدند . آنها نيز در حال سفر بودند . در آن قهوه خانه‌ي باصفا تعدادي مرغ عشق و بلبل بود كه با صداي خود به آنجا سرزندگي و طراوت مي بخشيدند . كمي از آمدن آن خانواده نگذشته بود كه ، آن كودك شروع به بهانه گيري كرد و يكي از آن پرنده ها را طلب كرد . بالاخره با اصرار خيلي زياد صاحب قهوه خانه يكي از آن پرنده ها را به آنها فروخت . بچه مدتي با آن پرنده سرگرم بود بعد خواست تا پرنده را آتش بزند . موضوع جدي شد . همگي با اينكار مخالفت كرديم اما پدر آن خانواده گفت كه پولش را دادم و مال خودمه ، دوست دارم بچه ام اونو آتش بزنه . خيلي غم انگيز بود اما آن بچه تحت حمايت پدر و مادر خود آن پرنده را زنده آتش زد و سوزاند . بگذريم . آنها راه افتادند و رفتند . ما هم بعد از مدتي كوتاه از آنجا خارج شديم و رفتيم . مسير كوتاهي را پشت سر گذاشته بوديم كه ديديم در جلومان جاده شلوغ است . مي گفتند تصادف شده . وقتي به محل حادثه رسيدم ، ديدم كه دقيقا همان خانواده از جاده خارج شده اند و اتومبيل شان آتش گرفته و سوخته اند . .......

شايد تا كنون به مواردي مشابه اين در خود و اطرافيانتان برخورده باشيد . چه پيامي ممكنه وجود داشته باشه !؟؟ تا به حال به وقايعي كه برايمان اتفاق مي افتد فكر كرده ايد !!؟؟

اينها همه به يك موضوع اشاره دارند . در زندگي قوانيني وجود دارد كه به (قوانين نظام هستي) معروفند . اين خود بيانگر يكي از آن قانون هاست . نام اين قانون ، (قانون كارما) است . قانوني كه به ما مي گويد هر عمل نيك و بدي علاوه بر آخرت در همين دنيا نيز نتيجه و واكنش خواهد داشت . اين قانون از دو طريق قابل احراز است : 1- متون مقدس اديان (كه همگي آنرا قبول دارند) 2- تجربيات شخصي (مانند مثال بالا) . اين قانون متافيزيكي زندگي شبيه همان قانون عمل و عكس العمل در فيريك است . چه زيبا و روان بيان ميكند شاعر و دانشمند عارف ما ، مولوي :

اين جهان كوه است و فعل ما صدا

هر زمان آيد سوي ما آن صداها را ندا

وقتي شما كنار كوه مي ايستيد ، اگر حرف خوب بزنيد بازگشت همان حرف خود را (كه خوب است) مي شنويد و اگر حرف بد بزنيد ، همان دوباره به سوي شما باز ميگردد .

پس با توجه به اينها چرا خيانت ؟ چرا  بد دهني ها ؟ چرا دروغ ؟ چرا رفتارهاي ناشايست ؟ و باز چرا خيانت ؟؟؟

بياييد از همين لحظه رفتارمان را تغيير دهيم . با ديگران طوري رفتار كنيم كه خود انتظار داريم با ما رفتار كنند . در نهايت به همان حرف گرانبهاي امام علي (ع) مي رسيم كه فرمودند : هرچه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند و هرچه براي خود نمي پسندي براي ديگران هم مپسند . 

اين قانون چه براي كساني كه آن را قبول دارند و چه براي كساني كه آن را قبول ندارند عمل مي كند . و در آخر اينكه اين قانون فقط براي كارهاي بد عمل نمي كنه ، يعني اگر  كار خوبي كردي نتيجه خوب هم ميگيري .

نيكي كن تا نيكي بيني و بدي نكن تا بدي نبيني

 
  لینک دائم


 

 

 
دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦

 
  لینک دائم


 

حرفهای دل يک ...

 
یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦

سلام خدا

دیدم که نوشته بودند امشب شب آرزوهاست .  باورم شد حالا از تو می خواهم که چند تا از آرزوهای منو برآورده کنی . من همیشه به تو توکل داشته ام تو هم هیچ وقت تا حالا نگذاشتی که من دست خالی از پیشت برگردم . از تو می خواهم این دفعه هم به حرمت امشب که شب ولادت امام محمد باقر (ع) است به سینه ام دست رد نزنی . مرسی

اول اینکه ظهور امام زمان را هرچه نزدیکتر کن طوری که ما بتوانیم از سربازان او باشیم

دوم اینکه آرزوهای نیک همه بندگانت را که دلی صاف و زلال دارند را برآورده کن

سوم اینکه خودت می دونی من چی می خوام . این احساسی را که سر تا پای وجودم را تسخیر کرده را به یک سر انجام نیک برسان .

خدایا توکل بر تو  ...  نه بر خلق تو

 
  لینک دائم


 

تفکر زائد

 
شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦

تفکر زائد پندار و توهمی است که در لباس اندیشه متجلی می گردد تا زمانی که این تفکر (و در حقیقت توهم) حاکم بر ذهن است زندگی و هستی انسان در ابری از تیرگی خواهد گذشت . بی هیچ هدف و مسیر روشن و بدون تسلط بر زندگی

 
  لینک دائم

پسر پاييزي





نویسندگان
پسر پاييزي


آرشیو وبلاگ
دی ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥


لینک دوستان
متولدين فروردين
متولدين ارديبهشت
متولدين خرداد
متولدين تير
متولدين مرداد
متولدين شهريور
* متولدين مهر
متولدين آبان
متولدين آذر
متولدين دي
متولدين بهمن
تفسير الميزان
* مرتضي مطهري *
* راز گل سرخ *
* نيلوفر *
به سوي خوشبختي
متولدين اسفند
پوسترهاي زيبا
دانلود انواع نرم افزار
دانلود انواع نرم افزار
بهترين سايت فارسی جستجوي خبر
مخصوص موبايل
مخصوص موبايل
مخصوص موبايل
كتابسراي پدرام
جديدترين و باحالترين اس ام اس ها
* طب اساطيري *
در جستجوي جاودانگي
* تلاطم *
* پرسمان *
مدار صفر درجه
جستجوی عشق
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
تفريحات اينترنتي
دوستیابی
طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ

وبلاگ فارسی
اخبار ایران

feed