همیشه نیرویی که در خواندن یک کتاب نهفته, در این است که باعث می شود شما مثل نویسنده آن فکر کنید در آن دقایق جادویی که در جنگل های آردن غوطه ور هستید,احساس می کنید ویلیام شکسپیر هستید .در زمانی که کشتی تان در جزیره گنج به گل نشسته ,شما رابرت لویی استیو نسون هستیدو زمانی که با طبیعت به راز و نیاز می پردازید ,هنری دیوید تورو هستید.شما مانند آنها فکر می کنید ,احساس می کنید ,وهمانگونه قوه تخیل خود را به کار می گیرید .تجارب آنها تجارب شما می شوند ,و شما مدت های زیادی پس از آنکه آخرین صفحه را خواندید آنها را درون خود احساس می کنید .
اکنون بر سر دو راهی حساسی قرار دارید .گذشته خود را فراموش کنید الان که هستید ؟درباره اینکه چه کسی بوده اید فکر نکنید .تصمیم گرفته اید چه کسی بشوید ؟آگاهانه این تصمیم را بگیرید و با دقت اینکار را انجام دهید و با قدرت اینکار را انجام دهید سپس وارد مرحله عمل شوید
زندگی تعادلی میان بخشش و دریافت ,میان مراقبت از خود و مرا قبت از دیگران است
دفعه بعد که به کسی بر خوردید که به کمک نیاز داشت ,به جای اینکه تنها از کنار او بگذرید یا از اینکه کاری از دست تان برای او ساخته نیست احساس گناه کنید ,با شور و هیجان فکر کنید چه کاری می توانید برای کمک به او انجام دهید . شاید بتوانید تنها با یک کلام محبت آمیز یا یک لبخند, کاری کنید که آن فرد درباره خود با تفکری جدید بیندیشد.شاید بتوانید احساس مورد علاقه بودن و قدر دانی را در این فرد ایجاد کنید
چون زنده اید کامل زندگی کنید .,علت مشکلات تان را بیابید و آن را ریشه کن کنید . سعی نکنید کامل با شید . فقط
نمونه والایی از انسانیت با شید
حامل نور و نیرو های مثبت باشید
فرستنده : مارال